| جسور |
خاطرات و اندیشه هایم
|
پیوندها
طراح قالب
|
نویسنده : آغا مسعود حسین منبع: http://www.jang.com.pk ترجمه: علی شهرستانی
در چند روز گزشته از جانب مقامات آمریکایی علائمی مبنی بر
حمله احتمالی بالای مخفی گاه های در مناطق قبیله ای در پاکستان به مطبوعات داده
میشود ، چرا که آمریکایی ها متیقین اند که در مناطق قبیله نشین و بعض ساحات دیگر در
پاکستان پیکار جویان القاعده پناهنده شده اند که درمیان آنان اسامه بن لادن و نایب
اش هم موجود میباشند. اینها عناصری اند که به قوای ایتلاف و ناتو در افغانستان
حمله میکنند و در صدد هستند تا دولت کابل را ساقط کرده قدرت را در افغانستان بدست
بیگیرند و آمریکا ضروری میپندارد که بالای این مناطق با تمام قوأ حمله ور شود تا
بتواند عناصر القاعده را سرکوب کند
تا اینها نتوانند در افغانستان داخل شده قتل و غارت کنند . با در نظر داشت احتمال
حمله نظامی آمریکا به خاک پاکستان ، وزیر خارجه پاکستان خورشید محمود قصوری میگوید
( اگر آمریکا این کار را بکند در پاکستان افکار عمومی علیه آنکشور خواهد شد و
پاکستان در جنگ علیه تروریسم و القاعده همکاری نخواهد کرد) در جواب این بیانیه
قصوری دولت آمریکا ابراز داشته که فعلأ کدام پلانی را برای حمله نداریم ولی متیقین
هستیم که پیکار جویان القاعده در مناطق قبیله ای در پاکستان هستند و از آنجا فعالیت
های تروریستی را اداره میکنند و ما حق اقدام علیه اینگونه مراکز را داریم ، از این
سخنان مقامات آمریکا پیدا است که خطر حمله آنها بالای این مناطق بالقوه وجود دارد .
در همین حال رئیس جمهور افغانستان آقای کرزی هم به همین موارد اشاره کرده گفته است
که از مناطق قبیله ای در پاکستان طالبان مسلح به افغانستان آمده بالای قوای ائتلاف
و افغان حمله میکنند و لازم است که بالای اهدافی در آنجا بمباری شود تا آمد و رفت
آنان متوقف شود ، هدف کرزی تاکید بر آمریکا است که باید وارد عمل شود و از مناطق
قبیله ای مراکز خرابکاری شبکه
القاعده را برچیند ، ولی کرزی غالبأ فراموش کرده است که اگر آمریکا این روش را
برگزیند عواقب وخیمی را در منطقه در پی خواهد داشت . آمریکا برای منحرف کردن افکار
عمومی از وضع رو به وخامت عراق و ناکامی هایش در افغانستان پاکستان را تهدید میکند
بلکه قصد حمله به پاکستان را هم دارد طوریکه از بیانیه های مقامات آنکشور پیدا است
. آمریکا می گوید که اسامه بن لادن و نایب اش در مناطق دوردست قبیله ای مخفی شده
است و از آنجا فعالیت های شبکه القاعده را رهبری میکند ، ولی واقعیت این است که
اسامه بن لادن مدتهاست که مرده است سال گزشته وقتی من به وزیرستان شمالی رفتم آنجا
پتهان ها به من میگفتند که اسامه مرده است و جنازه اش را در محل نامعلومی نزدیک
قندهار دفن کرده اند و این خبر ها در روزنامه های عربی هم بازتاب داشت که اسامه
دیگر زنده نیست ولی حالا آمریکا میخواهد از هیولا وی برای تسلط خود بر جهان اسلام
استفاده کند به همین علت بعد از خاموشی طولانی با دیگر آمریکا به یقین میگوید که
اسامه بن لادن و دوستانش در مناطق قبیله ای پناه گرفته اند و حمله بالای آنها مشروع
است همچنان جایزه نقدی برای اطلاع
دادن درباره اسامه بن لادن را به پنج میلیون دالر افزایش داده است تا خبر چینان
برای فعالیت بیشتر تشویق شوند . در نتیجه حملات احتمالی آمریکا برای جنرال مشرف وضعیت
تشویشناکی را در پی خواهد داشت زیرا وی با همکاری آمریکا علیه تروریستان در محاربه
است ، در این میدان موفقیت های زیادی هم داشته و اردوی پاکستان تلفات زیادی را هم
متقبل شده است . تندرو ها در پاکستان حملات اش را بالای اردو و پولیس تشدید کرده
اند خصوصأ بعد از حادثه لال مسجد اینگونه حملات از نظر تروریستان مشروعیت زیادی
پیدا کرده است که برای تمامیت ارضی کشور خطراتی را در پی خواهد داشت . در رابطه با
حملات انتحاری در پاکستان گفته میشود که پشت صحنه بعض کشور های خارجی قرار دارند که
میخواهند از اوضاع داخلی استفاده کرده کشور را به طرف جنگ های داخلی سوق دهند .
میتوان گفت که رادیو های اف ام که در مناطق قبیله ای فعالیت دارند از یک جانب به
نفع بنیاد گرایان تبلیغ کرده مورال تروریست ها و انتحاری ها را علیه دولت پاکستان
بالا میبرد و از جانب دیگر به دولت کابل و آمریکایی ها این زمینه را مساعد میسازد
که بالای پاکستان حمله کنند و با شعار اسلام کشور را به طرف جنگ داخلی سوق میدهند
در این استراتیژی خارجی ها تنها نیستند بلکه بعض داخلی ها هم به سهم خود فعال هستند
و همین خواب خوش را بر پاکستانی ها حرام کرده است .مردم برای تمامیت ارضی کشور دعا
میکنند ولی دولت میخواهد تنها با این اوضاع رو به رو شود ، در این شرایط هر که بر
سر قدرت برسد کم و بیش با همین مسایل رو برو خواهد بود . در شرایط موجود آیا
القاعده دست از فعالیت در پاکستان خواهد کشید؟ من احساس میکنم که اهداف خارجی ها را
دولت و احزاب مخالف هر دو دانسته یا نا دانسته براورده خواهند کرد چرا که از
مزاکره بین خودشان ابا میورزند
.
نویسنده :حسین دره صوفی
اقای مامون درمقاله خود بچند نکته اشاره کرده وازانها مقدماتی چیده به این نتیجه گیری رسیده(یا خواسته است برسد)که ر هبران هزاره برسردوراهی سخت قرارگرفته است که ناگزیربایدیکی را انتخاب نمایند. 1_رهبران هزاره نتوانسته اندعضویت جبهه متحد راکسب کنند. 2_آنهاحامیهای سراپا قرص حکومت ریس جمهورحامد کرزی می باشند. 3_رهبران هزاره درقبال قضیه بهسودمطلقا سکوت کرده اند. درموردادعای نخست مامون صاحب باید ایشان وهمه همسنگران دیروزوهمفکران امروزشان باید بدانند که جامعه هزاره درمجموع ورهبران انها بطور خاص مردم صادق وپای بندتمام تعهدات خود می باشند.این خصوصیت منحصربفردقوم نجیب هزاره زبان زدتمام هموطنان می باشد.هزاره ها با این خصوصیت همواره درراستای ایجاد فضای باهمی پیشگام بوده است. هزاره ها باوجودداشتن این خصیصه انسانی ازبنیان گذاران نهضت عدالت خواهی درکشوربوده دراین راه بهایی سنگین پرداخته است.دراه دستیابی باین هدف انسانی باتمام وجود وازطروق گوناگون همواره تلاش نموده است. تجارب گذشته نشان داده که مردم هزاره ورهبری سیاسی ان هوشیارتر وباتدبیر تر ازان است که القات جناب مامون وامثال ایشان بتواندانهارا ازمواضع اصولی که اتخاذ میکنند برحذردارد.انها بخوبی میدانند که منافع مردم افغانستان بطورعام وهزاره ها بطور خاص چطور وچگونه تامین شده می تواند واینکه درهر برهه زمانی ودربرابرهر مشکل چگونه واکنش نشان دهندومشکلات رااز چه طریقی حل کنند.نیزدرمورد اینکه رهبران واحزاب سیاسی عمده هزاره ازحامیان دولت اقای کرزی می باشند جای تردید نیست انها درشرایط فعلی حمایت از دولت کنونی را بنفع افغانستان میدانندوازان حمایت می کنند اما این بان معنی نیست که انها همیشه ودرتمام زمینه ها دونباله روی سیاستهای دولت باشند. این اتهامی است که با تاسف افرادمطلق نگر مثل مامون همواره بدیگران میبندند.اقای مامون شایدفراموش نکردباشد طرح مصالحه ملی (که زمان زیادی ازتصویب ان نگذشته است .)برخلاف اراده دولت ریس جمهورکرزی ازسوی استادمحقق رهبرحزب وحدت مردم افغانستان وجمع دیگررهبران ازاحزاب سیاسی جهادی وغیر جهادی واستاد خلیلی معاون دوم اقای کرزی پیشنهادو قاطعانه حمایت شد.زیرا انها معتقدهستندکه یگانه راه فایق امدن برمشکلات موجود ایجاد فضای دوستی بین اقوام باهم برادر کشوراست. انها این موضع را نه بخاطرحمایت ازجریانی نه هم بمنظور فشار اوردن بالای فردی یاجریان دیگراتخاذ نکردندبلکه انرا بنفع گسترش ثبات درکشور میدانستند. ادعای دیگر جناب مامون این بود که رهبران سیاسی هزارها درقبال ماجرا جوی های کوچی ها ومشکلات مردم بهسودسکوت کرده اند. بازهم من برای مامون صاحب توصیه میکنم با چشمان باز وفراتر ازآنچه خودتصور میکنندبیبنندوبشنود.اقای محقق بارها باصدوربیانیه های مطبوعاتی که ازطریق روز نامه افغانستان بنشر رسیدازدولت خواهان بازگرداندن فوری کوچی هاواقدام برایی حل دایمی این معضل ملی درسراسرکشورگردید.ودرزمانی که ایشان درسفربودند بارها توسط نماینده منتخب مردم بهسود که ازاعضای برجسته ونماینده موردحمایت این حزب می باشد همواره ازراه های قانونی پیگیری شد وبارها ازطریق میزگیردهای رسانه ای سیاست دولت دراین زمینه شدیدا بباد انتقاد گرفته شد. مهم تر ازهمه درموردادعای کوچی ها که یک بخش ان مبتنی بر اسناد است وبخش دیگر بفرمان استنادمیگردد با صراحت اعلام گردیدکه فرمان ازاساس مردود وظالمانه است. آیا اینها از نظرشما سکوت است؟ یا انتظارات شمارا برآورده نکرده است ناراحت هستید.شاید انتظار داشتید ازاین قضیه شکافی ایجادشودتا دیگران ماهی مقصود بدست آورندحال که چنین نشده وقضیه از مسیر منطقی درراستای حل شدن قرارداردناراحتی خود رابا تحلیل مغرضانه از اوضاع بخوردافکار عمومی می دهید. درپایان بشما اطمینان میدهم که مردم هزاره ازرهبرتارهرو بخوبی میداننددرقبال قضایای خوردوکلان ملی چگونه تصمیم بگیرندوآنراباچی زبانی وازچی طریقی مطرح وچگونه حل کنند. شما بهتراست بفکر حال وآینده خودباشید. به گزارش خبر گزاری ها کوچیها پذیرفته اند که از ولسوالی بهسود ولایت وردگ که طئ هفته هائ گزشته محل درگیری آنان با هزاره هائ محل بود ، خارج شوند آنها این را هم قبول کرده اند که مشکلات فی مابین از طریق محاکم قانونی حل شود . گشت وگزار کوچیها از دیر زمان تا حالا مناقشه اصلی بین اقوام ساکن در مناطق مختلف و آنان بوده است چرا که کوچیها کدام منطقه یا حوزه استقرار ندارند که در آنجا سکونت دائمی داشته باشند از این نگاه آنها خود نیز با مشکلات عدیده روبرو هستند و برائ اقوام دیگر هم مشکلات زیادی را ببار میاورند . این هم یکی از واقعیات است که آنان دارای تابعیت دوگانه پاکستانی –افغانستانی هستند و فصول پاییز و زمستان را عمومأ در آنکشور زندگی کرده فصل بهار و تابستان را در افغانستان سپری میکنند و مواشی آنها از زمینهای سرسبز نقاط مختلف افغانستان سیر شده رشد میکنند که بعدأ انها را به پاکستان به فروش میرسانند. در سایت رسمی بینوا دات کام مقاله تحت عنوان : کرزی صاحب! مرستیالان دي ولی فاجعی ته لمن وهی؟ به نشر رسیده که در آن از مظلومیت و محرومیت کوچیها سخن رانده شده بعد از تمهید نا قابل باور گفته شده که کوچیها از سهولیات وترنری، صحت ، تعلیم و تربیه ، آب پاک و سایر نیازمندیهای عصری محروم اند. در سطور بعدی خود دلایل عقب ماندگی این قشر را بر شمرده است که 72% از کوچیها برای تداوی به ملا ها مراجعه میکنند و 60 % به کلینک های عصری اگرچه به این اعداد و شمار باور نمی توان کرد که اگر 72 درصد به ملا ها مراجعه کنند باقی چند درصد میماند که به کلینک برود که ایشان 60 درصد شمرده اند.میگوید که از اینکه امکانات صحی و کلینک برای آنان مهیا نیست ولی باز هم تمایل مراجعه به دکتر بین آنها افزایش یافته وهم چنین در این مقاله سطح سواد کوچیها را دربین مردان 2 % و زنان 0 % اندازه گیری کرده ضمنأ 9 درصد از بچه ها یشان و 1.8 درصد دختران به مکتب درس میخوانند .ولی اصل مطلب از اینجا آغاز میشود که در آن گفته شده است که کوچیها در مناطق مرکزی افانستان زمین و چراهگاه دارند که میخواستند از آن استفاده کنند که دست های تخریبی داخلی و خارجی مانع آنان شدند ولی از همه مهمتر اینکه نوشته اند : داسې اوريدل کیږي چې د ایران د پاسدارانو د لښکر غړي غواړي په پټه زموږ د هيواد په دې سیمه کې د جګړې اور بل کړي. داسې ګونګوسې هم شته چې د جمهور رئیس د لومړي مرستيال په دفتر کې په دې باب يوه پټه غونډه جوړه شوې وه او لومړي مرستيال ويلي دي چې د کوچيانو په مقابل کې خلک وسله وال کړئ او دا مسله د جګړې او وسلې له لارې حل کړئ ځکه دا يي تر ټولو ښه لاره ده. دوې سپارښت کړی دی چې امريکائيانو او نورو بهرنيانو ته کوچيان د القاعده او طالب په نوم ورمعرفي کړئ چې هغوې هم پرې ګوزارونه وکړي. ويل کيږي چې دا وينا د ولسمشر د دوهم مرستيال له خوا هم په دغه غونډه کې تائيد شوه او د جګړې، اور، وسلې او وحشت او بربریت په لار د تللو تکلونه او سپارښتونه وشول. من از نویسنده محترم میخواهم که در قبال مسله کوچیها کمی واقعبین باشند تا بتوانند برادری را بین اقوام ساکن در کشور تأمین کنند از اینکه عامل بدبختی و عقب ماندگی کوچیها خود آنان هستند کمتر کسی باشد که موافق نباشد از تناظر آماری که در رابطه با سطح سواد و رجحان تداوی آخوندی ازتحریر نویسنده هم پیدا است که آنان در قرون وسطی زندگی میکنند و ملا ها بین آنان از حیثیت بی حد و مرز برخوردار است . از همین جا معلوم شد که چه کسانی پشت پرده در بهسود فاجعه آفریدند ، اینها طالبان متحجر بوده اند که از جهالت حاکم بر کوچیها استفاده کردند و آنان را بسیج کردند در برابر مردم هزاره و اتفاقأ مکتب ابن تیمیه زمینه های لازم را برای اینها مساعد ساخته است که اگر منافعی در بین باشد فتوی های تاریخی بکشند در همین روزها که بهسود با فاجعه روبرو بود کوچیها در همه جا بیرق سفید طالبان را بلند کردند ولی اینکه پای عمال سپاه پاسداران ایران را به میان میکشند بسیار تأسف آور است ما افغانها بجای اینکه بیائیم به اصلاح خود فکر کنیم و پروسه ملت سازی را بنا کنیم به حذف همدیگر میپردازیم و پای خارجیها را به میان میاوریم در حالیکه اصل مشکل در داخل است و قابل حل از دست خودمان ،اولأ کوچیها در هزاره جات دارایی هیچ چراهگاه و زمین نیست بلکه از هر زمینی هم اگر سند داشته باشد آن سند در سابق از جانب حکام جور به آنها به پاداش سرکوب قیام هزاره ها داده شده است و ثانیأ از اینکه کوچیها در طول تاریخ در آن مناطق نزیسته اند نشاندهنده بیگانه بودن آنها با این سرزمین است .اگر نویسنده با کوچیها آنقدر صمیمیت دارد باید به بزرگان قومی خویش پیشنهاد بدهد که عوامل اصلی بدبختی و عقب ماندگی کوچیها را به تحلیل وارزیابی گرفته راه حل منطقی برای پایان معضله کوچیها را پیدا کنند . ما کوچیها و همه پشتونها را برادر خود میدانیم و خواهان ادامه حسن همجواری با آنها هستیم بلکه اگر بگویم که همه افغانها اعم از پشتون ، تاجک ، هزاره ،ازبیک و ......باهم برادرند و برابر ولی لازم به این است که همه زمینه هایی که فاجعه ها را خلق میکند از بین برده شود و هر کس در حد خود پروسه ملت سازی را به پیش ببرد تا در افغانستان آینده ما شاهد عقب ماندگی هیچ قشری و قومی نباشیم .کوچیها در ولسی جرگه نمایندگانی دارند آنها باید در راستای بهبود وضع زندگی آنان با دولت هماهنگی کنند مقاله دیگری در سایت کابل پرس به این عنوان :رهبران هزاره بر سر دوراهی نوشته رزاق مامون است که موضوع سخن بازهجوم کوچیها به ولسوالی بهسود ولی از زاویه دیگری در این مقاله سکوت آقایان خلیلی-محقق رانویسنده به تحلیل گرفته است میگوید : در خصوص منازعه ميان كوچي ها و هزاره هاي ساكن در بهسود، ميان آقاي خليلي و آقاي محقق چند وجهه مشترك وجود دارد: يك : سكوت همسان وهم زمان در بارهء آواره گي هزاره ها از بهسود. دوم : هر دو، هريك به ميزاني متفاوت از متحدان ظاهراً بدون قيد زمان، با تيم تحت رهبري آقاي كرزي و استاد سياف اند. سوم : هر دو مدعي رهبري جامعه هزاره اند. چهارم : هر دو عضويت جبهه ملي را حاصل نكرده اند. پنجم : هردو مدعي اند كه درمسير منافع جامعهء هزاره حركت مي كنند. ششم : هر يك شاخه هاي جداگانهء حزب وحدت اسلامي را رهبري مي كنند. هفتم : هر حالتي كه پيش بيايد ، اين دو سوار يك كشتي سرنوشت اند. هشتم : هردو رهبر به خوبي واقف اند كه عمر منازعهء كوچي ها و هزاره ها بر سر استفاده از كشت زار ها و علفزار ها، به مراتب نسبت به خاموشي سياسي شان ، طولاني است. نهم : هردو درين رابطه، بر سر دو راهي قرار دارند كه چه بايد كرد؟ دهم : هر دو هراس ازآن دارند كه اگر درين خصوص ، سكوت موجه را بشكنند، از سوي تيم حاكم به نفع رقيب ، حذف مي شوند. خوب میخواهید اثبات کنید که باید آقایان هزاره ها را در برابر کوچیها مسلح میکرد یا حد اقل زمینه عقب نشینی بالاجبار کوچیها را مساعد میساخت ، یا اینکه به دلیل هجوم کوچیها به بهسود در برابر آقای کرزی با جبهه ملی یکجا میشدند و اینکه اگر هیچ کدام از این کارها را نکردند به معنای اینست که سکوت کردند . آقایان خلیلی- محقق در یک مقطع زمانی باهم یکجا بودند و هردو با عناصر که حالا در قالب جبهه ملی جمع شده اند متحد بودند ولی با گزشت زمان حالا به هر دلایلی که باشد بین آنان شکاف ایجاد شد و با اینکه با همدیگر سازگاری چندانی هم ندارند ولی با جبهه ملی هم یکجا نشدند این سوال را باید خیلی ها فکر کنند ، گفتید : هر دو، هريك به ميزاني متفاوت از متحدان ظاهراً بدون قيد زمان، با تيم تحت رهبري آقاي كرزي و استاد سياف اند. درست که هر دو به انگیزه های با آقای کرزی متحد هستند ولی نه بدون قید زمان بلکه بودن آنها با آقای کرزی با شرایطی همراه است. آقای کرزی در حال حاضر یک رئیس جمهور منتخب مردم است و از اعتماد کافی و شافی مردم برخوردار است و مسئول تمام امورات در کشور ولی جبهه ملی چی؟ افرادی که تحت مصلحت و با افکار و سلیقه های مخالف در یک حلقه جمع شده اند و دارای زیر بنأ اساسی نیستند . از آقای سیاف حرف به میان آوردید ، ماشأالله خوب نقطه حساسی را پیدا کردید تا مردم ما را در برابر آقایان تحریک کنید ولی ........ این را فراموش نکنید که مردم ما از نگاه سیاسی و اجتماعی به بلوغت لازم رسیده اند که تحرکات تاکتیکی و استراتژیک را درک کنند ،همسویی آقایان در این برهه زمانی با آقای سیاف یک همسویی تاکتیکی است که آیا به پیوند استراتژیک تبدیل خواهد شد یا نه ؟ این را وقت جواب خواهد داد ، اگر علومی و گلابزوی در اتحادی با آقایان ربانی ، کاظمی همسنگر شده می تواند پس در رابطه با همسویی آقایان با کرزی +سیاف چه اعتراض ؟ اگر دوست عزیز می خواهند به نفع جبهه ملی کدام کاری انجام بدهند بسیار خوب است که تمام دارایی مثبت آنرا برای مردم گوش گزار کنند نه اینکه بیایند اذهان عمومی را در برابر دیگران گمراه کنند . حالا مسله کوچیها و مردم بهسود بطور موقت حل گردیده و کار کمیسیون بررسی این مشکل هم جریان دارد و بزرگان هم به رایزنی های خود با ریاست جمهوری و سایر ارگانهای زیربط ادامه بدهند تا راه حل نهایی و دایمی برای این معضله پیدا شود تا همه مردم با همدیگر در محیط آرام و صلح آمیز زندگی کرده زمینه پیشرفتهای اقتصادی سیاسی را فراهم بیاورند علی شهرستانی
|
فهرست اصلی
آرشیو مطالب
امکانات
|
Copyright © 2006 All Rights Reserved by jasoor.Blogfa.com